#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_411
"هر جور میتونی بمون من با تو سازش میکنم ، هر بار میگفتم نرو اینبار خواهش میکنم
با زخم تنهاتر شدن محتاج تسکینم نکن ، تنهاتر از من نیستی تنهاتر از اینم نکن
با گریه های هر شبم دنبال مرهم نیستم ، اینبار بشکن بغضمو فکر غرورم نیستم
کی گفته این خواهش منو تو چشم تو کم میکنه ، این التماس آخرم خیلی بزرگم میکنه
باور نکن راضی بشم چون دوستت دارم بری ، اونقدر درا رو وا نکن من که نمیذارم بری
یک عمر من پرپر زدم چون درد دوری کم نبود ، اینا که میگم یک شب از چیزی که حس کردم نبود
با گریه های هر شبم دنبال مرهم نیستم ، اینبار بشکن بغضمو فکر غرورم نیستم
کی گفته این خواهش منو تو چشم تو کم میکنه ، این التماس آخرم خیلی بزرگم میکنه"
از سرما تو خودم جمع شدم و اون با دست به کنارش زد و من طرفش قدم برداشتم و اون دستم رو کشید و روی پاش نشوندم و من گفتم : تو گفتی کنارت بشینم.
- من دروغ تو زندگیم زیاد گفتم ، اینم یکی دیگش.
کتش دور تنم نشست و من گفتم : سردت میشه.
دستش بیشتر دورم فشرده شد و من بیشتر به سینش چسبیدم و خودآگاه سر روی شونش گذاشتم و اون سیگار دیگه ای آتیش زد و گفت : من هیچ وقت موسیقی یاد نگرفتم ، دوست داشتم ولی بابابزرگم میگفت یه مرد بیشتر به ورزش و اینجور چیزا نیاز داره ، نشد یاد بگیرم.
- من هم نتونستم ، آیلین بلده ، پیانو رو خیلی قشنگ میزنه ، آدم کیف میکنه.
دستام رو بالا آورد و خیره به چشمام گفت : این دستا هم خوب بلدن لباسای قشنگ بدوزن ، بلدن کار یه شرکتو تنهایی انجام بدن ، این دستا پر از قدرتن ، پر از هنرن.
لطافت حس دمیده تو تنم رو عجیب می پرستیدم.
بطری که از سر شب کنار پاش بود رو برداشت و درش رو باز کرد و قلپی بالا رفت و من دست روی مارک بطری کشیدم و اون بطری رو کنار کشید و سر خم کرده تو صورتم گفت : اینا جیزه کوچولو.
تنم از خنده ریزم لرزید و اون بیشتر تنم رو به تنش فشرد و من گفتم : یه نخ از اون سیگار خوشگلات میدی؟
romangram.com | @romangram_com