#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_381
- سلام ، کجایی؟
- یه جایی زیر آسمون خدا ، شما کی رسیدین؟
- دو ساعت پیش ، تنهایی؟
- تنهام ، مثل همیشه.
- آمین ، من...
- خوش باشین جمشیدخان ، من مامانمو خیلی دوست دارم ، دوست دارم شاد ببینمش.
- صدات انگار میلرزه.
- من باید برم ، عید خوبی داشه باشین.
قطع کردم و تنه آدمهایی که خلاف جهتم می اومدن رو به جون میخریدم.
نگاهم به پیاده رو بود و آدم هایی که امشب شاید هیچکدوم تنها نبودن.
تمرین مرگ میکنم تو گود این پیاده رو
دلم لرزید و بغض خط کشید به دیواره نازک شده گلوم.
دارم به داشتن یه زخم تو سینه عادت میکنم
امشب تنهام و امشب هیچکس با من نیست ، هم پای تنهایی های من نیست ، امشب سال تحویل میشه و من تنهام.
دارم شبامو با تن یه مرده قسمت میکنم
کم کم که ساعت نه شد و تن من از لای در آهنی عمارت تیام گذشت دلم بیشتر لرزید.
دوئیدم ، از میون باغی که میترسوندم دوئیم ، از میون درختایی که جای قشنگی وحشت میندازن به این دل از سر شب لرزیده دوئیدم.
romangram.com | @romangram_com