#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_376


صیام که با ادای مدلای فشن تی وی از اتاق پرو زد بیرون و دکمه هاش بالا پایین شده بود به خنده افتادم و من جای همه تلخی هام صیامم رو دارم ، بی خیال اینکه آدمای این شهر هیچ وقت آمین براشون مهم نیست.

شب خوبی بود ، کنار صیام و تیام عالی بود .

وقتی که تو مرسدس بنز کلاس ای تیام ساندویچ بندری خوردیم و صیام ذوق کرد عالی بود.

وقتی که میون خواب صیام از ماشین بیرون زدیم و رو نیمکتای کنار خیابون لبو خوردیم و هوای اسفند رو نفس کشیدیم عالی بود.

وقتی که تیام تنها تا پونزده فروردین سهم من و تنها برای من بود عالی بود.

با من قدم بزن حالا که با منی ، حالا که بازیم حالا که سهممی

دستم روی دست مردونش رفت و دست اون انگشتام رو سفت فشرد و من غرق مرونه های مرد کنارم شدم.

دست منو بگیر کنار من بشین ، من عاشق توام حال منو ببین

- حس میکنم یه اتفاقی تو راهه ، من به این همه آرامش عادت ندارم آمین.

از دلهره نگو از خستگی پرم ، بی تو میشینم و روزا رو میشمرم

سر به شونه مرد این روزام تکیه دادم و این مرد چرا تا این حد به تمام منیت من نفوذ کرده؟

تنهام دیگه نذار تو با منی هنوز ، عطر تو با منه فردا داره به ما لبخند میزنه

من کنار دغدغه های کل زندگیم ندیدن این دو مرد هم خون نفوذ کرده تو منیتم رو کجا جا بدم؟

بی تو برای من فردا پر از غمه ، بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه

دل به دریا زدم و خواستم بگم اون اتفاق قریب به وقوع پونزده فروردین رو.

- تیام...قراره...


romangram.com | @romangram_com