#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_356


موهای صیام رو بوسیدم و تیام میون حیرت من گفت : صیام بابا؟

صیام از این همه محبت باباش کیف کرد و مردونه گفت: بله؟

تیام - من خیلی دوست دارم.

صیام خندید و رو به من گفت : تو هم منو دوست داری؟

- معلومه ، من میمیرم برات.

صیام باز خندید و من از خندش لبریز شدم و گفت : من هم هر دوتونو دوست دارم ، خیلی دوست دارم.

تیام - آمین مواظبی؟

- سعی خودمو میکنم .

تیام - صدات چرا میلرزه؟

- دلم شور میزنه تیام.

صیام دوئید طرف سرسره و من دست طرفش دراز کردم و اون گفت : تا منو داری غم نداشته باش.

ته خندی رو لبم شکل گرفت ومن هنوز هم میتونستم لمس دستای پر از گرماش رو حس کنم.

صیام باز طرفم دوئید و من سرسری با تیام خداحافظی کردم .

دستای صیام دور گردنم حلقه شد و من پر عشق بوسیدمش.

- دوست دارم مامانی.

- من هم دوست دارم.


romangram.com | @romangram_com