#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_334


- پس به چی میخندی؟

- تو اولین نفری.

- اولین نفر چی؟

- تو اولین نفری هستی که...نگرانم شده.

مات صورت پر خندم بود و من به خودم که اومدم صورتم به بافت تنش چسبیده بود و یه چی زیر شقیقم گرومپ گرومپ صدا میداد و دستی به کمرم بند بود و دستی به پشت گردنم.

داغی لبایی رو روی پوست سرم حس کردم و اون غرید که...

- از این به بعد یکی همیشه نگرانته.

- همیشه فکر میکردم...

- بگو ، به چی فکر میکردی؟

- به اینکه از شوهر آیلین خیلی بدم میاد ، انگار باید تجدید نظر کنم ، تو برام بیشتر از یه شوهرخواهر مایه میذاری.

خندید و چقدر بوی خندش بوی کاپتان بلک میده.

حجم بازوهاش گرم بود و من گرما رو عجیب امشب پذیرام.

- فردا بریم یه جایی؟

سر عقب بردم و به صورتش خیره شدم و اون خیره تو صورتم موند.

- کجا؟

- تو فقط یبه تیپ رسمی بزن ، بی خیال اون پالتو کوتاهات هم شو.


romangram.com | @romangram_com