#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_294
- خوش گذشت ؟
- آره ولی صیام نبود ، دلم پیش صیام بود .
- دلت واسه من تنگ نشد؟
- نه.
- بچه یه کم تعارف داشته باش...اون پسره که دیگه نیومد طرفت ؟
- تیام من تا حالا خودم بودم ، پس از این بعد نخواه حس کنم آقا بالا سر دارم.
- من هستم تا ته عمرت ، من یه غلطی کردم تا ته دنیا مخلصت هم هستم ، شده بهترین دکتر زنانو بیارم تو رو آروم کنه این کارو میکنم ، ولی آمین خیلی سخته، خیلی...
- چی سخته ؟
شونه کنار کشید و نفس عمیق تو ریه کشید و زیرلب گفت و من شنیدم که...
- عطر تنتو دوست دارم.
دهنم از این حرف باز موند و قدم اون طرف اتاق صیام برداشته شد.
به مرد مهربون شده امروز خیره نگاه کردم و اون پتو رو روی من وصیام تو بغلم آروم گرفته مرتب کرد و خم شد و گونه صیام رو نرم بوسید و رو به من گفت : خسته ای ، برو اتاقت بخواب.
- میخوام پیشش باشم ، اشکالی نداره؟
- چه اشکالی ممکنه داشته باشه؟
- دوباره تب نکنه....
- دکترش گفت احتمالش کمه ، بازم حس کردی تنش داغه خبرم کن.
romangram.com | @romangram_com