#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_280


- چون من حس میکنم تو یه آینده نزدیک بالاخره حرف دلشو میزنه.

- میخوای دلگرمم کنی؟

- پس زیاد بهش فکر میکنی که برات دلگرمیه.

- اون تنها عشق زندگیمه.

- من بابامو حتی واسه خاطر با تو بودن شده هم میبخشم.

*******

آهو رو با چشم نیمه باز برانداز کردم و پرحرص سر کوبیدم به تن بالش و نالیدم که...

- نخون جون آمین ، تخم مرغ گرون شد.

آهو - وای صدام بیدارت کرد؟

سارا که جلوی آینه با سشوار و موهاش درگیر بود و هنوز هم چشماش از شدت خواب پف داشت گفت : پ ن پ ، زنگ صداتو دوست داره مثه لالاییه ، آخه تو عاشقی ما باید زجرشو بکشیم ، برو این صدا رو یه جا ول بده ما بی خواب نشیم ، به خدا نمیام واسه داداشم ورت دارما.

آهو - داداشت هم اینجا وایساده تو کمر همت ببندی بیای منو ورم داری واسش...

سارا - آره دیگه پسرا این دوره زمونه ان ، بی کار نمیشینن ، بچشون که دنیا اومد یه خبری میدن .

آهو - امیدم نده سارا ، سالار طرف من بیا نیست ، با این همه سمن چه فکرشه به یاسمن؟

سارا - دیشب تا صبح هم که عمه من بود یه ریز داشت با نیش باز اس ام اس میداد دیگه نه ؟

آهو - تو آمار منو درمیاری؟

سارا - سالار میخوادت ، داداش من تا نفهمه یه چی داره از دستش میره به فکر نمیفته ولی خدا نکنه که بفهمه اون چیزی که به فکرش نیست برای یکی جز خودش عزیز شده.


romangram.com | @romangram_com