#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_279
- به چه امیدی بیام ؟
- به امید جمشیدخانی که این چند وقته خط نگاش عجیب غریب عوض شده.
- جمشید هیچ وقت به من دل نمی بنده.
- پس سر شب کی بود زنگ زده بود و شما دو ساعت تو تراس باهاش اختلاط میکردی؟
- زاغ سیاه منو چوب میزنی بچه پررو؟
- طفره نرو که من خوب این طرز نگاتو میشناسم.
- یه وقتایی زنگ میزنه ، حرف میزنه ،دردودل میکنه ، از دل دل کردناش میگه ، از گذشته میگه ، ازخاطراتمون ، از وقتایی که میری پیشش میگه ، میگه...، بذار یه روزی همه چی رو بهت بگه ، بذار بگه دلیل همه کاراشو .
- من به درک ، از خودتون بگو ، تا کجاها مشت دلش واسه مامان ما وا شده؟
- عجیب شده ، بعضی وقتا یه حرفایی میزنه که دل پیر من میلرزه.
- دل و تن مامان من همیشه جوونه ، پیر اون جمشیدخانه که چشمش مامان خوشگلمو گرفته.
- هیچ وقت به این فکر کردی که میتونی باباتو ببخشی؟
- جمشید خان هیچ وقت لنگ بخشش من نبوده که در موردش فکر کنم ، در ضمن کینه رو ازت یاد نگرفتم.
- آیلین که بیاد تیام بی خیالت میشه و تو واسه همیشه میای پیش من ، باشه ؟
- دلم به خونه تو فقط گرمه.
- خونه من نه ، خونه من و تو و آرمان.
- به جمشیدخان فکر میکنی؟
- برای چی فکر کنم؟
romangram.com | @romangram_com