#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_264
- آيلين پيش بيني نشده است ، امکان داره هرجايي باشه.
به نيمرخم نگاه کرد و من نيشخند زدم و باز يادم به اون همه نفرت از دخترانگي هام تو پونزده سالگي افتاد.
- چرا آيلينو دوست نداري؟
- فکر کنم اون آدمايي که دوسش دارن به قدر کافي دوسش دارن که ديگه نيازي به من نباشه.
کمي بينمون سکوت شد و نگاه من دنبال صيامي بود که جلوي اون دستگاه داشت خودشو با اون توهم ماشين سواري خفه ميکرد.
- اولين بار آيلينو تو مهموني خونه بابات ديدم ، خوشگل بود و بيشتر از خوشگل بودنش دست نيافتني ، ازش خوشم اومد ، اخلاقش مثه خودم بود و اشراف زادگيش آدمو جذب ميکرد ، شايد اولين دختري بود که منو پس زد ، من تا اون روز دست رو هرکي گذاشتم بهم نه نگفت ولي آيلين با همه فرق داشت.
- آيلين خوشگله ، حتي خوشگل تر از آذر ، اون هم خوشگلي آذرو به ارث برده هم خوشگلي خالشو.
- چرا خودتو سواي اونا ميدوني؟
- تو نوزده سال زندگيم يه بار هم نشد که آذر خبري ازم بگيره ، من عادت کردم فرشته رو مادرم بدونم و آذرو يه غريبه ، يه غريبه که خيلي ساله جمشيدخان آوردن اسمشو تو خونه ممنوع کرده.
- هيچ وقت نخواستي رابطتو با آيلين بهتر کني؟
- نه ، آيلين از من متنفره و من هيچ حسي بهش ندارم ، اون خنثي ترين آدم زندگي منه و من هيچ وقت نخواستم بهم نزديک بشه ، اونم همينجور.
- ولي انگار به شاهين خيلي نزديکه.
- اووووف ، کجاي کاري تيام خان ملکان ، شاهين اصولا تو سال دوماهي ايرانه و خب اونا از بچگي رفيق فابريک همديگه بودن ، من تا قبل از جريان تو فکر ميکردم اونا با هم ازدواج ميکنن.
- آيلين به ازدواج با من راضيه ، ما يه ماه قبل از رفتن اون به طور غيررسمي نامزد بوديم و اون يه روز بهم گفت که کاراي هيجان انگيز و سوپرايزاي وحشتناک تولدو دوست داره که من به فکر يه کار وحشتناک افتادم و نميدونم چرا يهو آيلين جا گذاشت و رفت.
- يه نصيحت به تويي که قد بابام سن داري ميکنم و هميشه يادت باشه ، آيلين مثه آذره ، بپا فردا پس فردايي تو زندگيت دورت نزنه.
- صددرصد مسئول بي توجهياي آيلين به تو رفتار بابات بوده وگرنه مطمئنا يه خواهر ....
romangram.com | @romangram_com