#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_263
- ميدوني مشکل تو چيه؟
- من مشکلي ندارم.
- دقيقا اشتباهت همينه ، مشکل دارترين آدم زندگي من تويي و بزرگترين مشکلت اينه که زيادي روي کارن زند حساسي.
تيام – اون براي من مهم نيست ولي اينکه فکر ميکنه ميتونه با اون زبون چرب و نرمش همه رو رام خودش کنه حالم به هم ميخوره ، دوسال پيش سر يه اتفاقايي باهاش قرارداد نبستم اونم تا چند وقت بين هم صنفيا بدم کرد ، اينجور آدميه اين مرد.
- خب تو کار هميشه يه رقيب قدر هست.
– از چي اون خوشت مياد؟
- از قدرت درکش ، چيزي که تو نميتوني داشته باشي ، اصولا آدمايي که وجدان ندارن قدرت درک هم ندارن.
باز اون لباي لعنتي خوش فرم با رنگ صورتي مات يه وري شد و من نميدونم چرا تهمينه جون اين بشرو اينقدر نايس زاييد.
ميون شهربازي از ذوق صيام ذوق ميکردم و گاهي هم حس ميکردم که دست تيام بازم رو ميکشه و من چقدر خودداري خرج ميکردم که از اين مدل تماسا حرص نخورم.
- فريبرز خان خيلي خوبه ، چرا تو مثه اون نيستي؟
- من بد هم نيستم.
- يه دوتا نوشابه واسه خودت باز کن قندخونت پايين نيفته.
- بهت گفتم باهام راحت باش ، نگفتم که احترام بزرگتر کوچيکتريو بذاري زيرپا.
- آخ ببخشيد ، يادم نبود قد بابام سن داري.
از اين حرفم خنديد و ميون خندش گفت : بابام و مامانم هم پونزده سال تفاوت سني دارن.
- ولي فکر نکنم تو و آيلين بيشتر از نه سال تفاوت سني داشته باشين.
- به نظرت الان کجاست؟
romangram.com | @romangram_com