#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_252
- فکر نکنم بتونم ، من باید از یه چی خوشم بیاد تا بخرمش.
- یعنی دقیقا این همه تنوع لباستو با خوش اومدن خریدی؟
- نچ ، یا آهو برام دوخته ، یا مامان یا سارا یا بعضی وقتا هم خودم ، من بیشتر کیف و کفش میخرم.
- هیچ وقت به سارا نمیومد رو پا خودش وایسه.
- برای چی؟
- سارا از اون دسته دختراست که تو زندگیش نه نشنیده ، تا خونه باباش بود هرچی میخواست داشت ، سارا سختی نکشیده بود.
- برای همین با باباش مخالفت کرد ، عمو حق داشت که بخواد یه همراه واسه خودش داشته باشه.
- عمه فریال عاشق شوهرش بود ، این برای برای هضم نشدنی بود که باباش بخواد دوباره زن بگیره.
- عمو دوست داشتنیه.
- بگذریم ، دقیقا میتونی برام توضیح بدی چی میخوای بخری؟
بی خیال سوالش نگامو دادم به چیزی که چشمم عجیب گرفته بود.
جلوی ویترین وایسادم و میدونستم که قیمت این مدل پالتو صددرصد نجومیه.
- قشنگه.
- قیمتش حتما قشنگ تره.
- تو پروش کن.
- زیاد با زنا اومدی بیرون نه؟ زیادم براشون خرید کردی دیگه نه ؟ زیاد تیغت زدن حتما ، تو هم حتما زیاد جنتلمنی درآوردی و ولخرجی کردی...ولی میدونی ؟ من از این سبک ادا اطوارا خوشم نمیاد ، دل به هم زنه ، کلاسیک بودنش آدمو یاد مردای دهه سی میندازه که تو لاله زار واسه هرکی خوشگل تر بوده بیشتر خوش خدمتی میکردن ، من مثه اون زنایی که باهاشون بیرون رفتی تیغ زن نیستم.
romangram.com | @romangram_com