#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_239
- فقط يه بار ديگه بگو رئيس تا زبونتو از تو حلقت بيرون بکشم.
- من فقط به حرفتون گوش دادم ، خودتون گفتين بهتون بگم...رئيس.
- آمين...
آمينش از صدتا خفه خون نگيري کشتمت هم بيشتر زهم چشم داشت و نصيب من فقط يه زهرخند شد.
*******
به ديوار يه وري تکيه زدم و خيره اون قد و هيکلي رو که خيلي آرزوشو داشتن برانداز کردم و اون با نيم نگاه بهم و لباي يه وري شده گفت : مشکلي هست ؟
- آره ، خيلي بزرگه ، شايد خودم بايد فکر يه جا واسه خوابم باشم.
- خب اين راه رو هم داري ، نظرت با پارک جلوي هتل چيه؟ من ميگم جاي خوبي براي يه مرگ تدريجي و آروم و با عزته ، پس قرارمون واسه فردا صبح ،آلاسکا شدتو ميدم گرم کنن راحت بشه گذاشتت تو قبر.
- بايد يه اعترافي کنم ، فکر نميکردم رئيسم تا اين حد شوخ طبع باشه.
- به نظرت من اهل شوخيم ؟ ...عين بچه آدم مياي تو اتاق و آبروي منو جلوي يه مشت کارکن هتل نميريزي.
- من با شما بهشت هم نميام ، اينکه يه اتاق تو هتله.
- تا ...
- تهديدم نکنين ، خودم استادترم توي اين يکي مورد.
- رگ زدن جرات ميخواد بچه جون .
- جراتش هم دارم.
- آمين اونقدر ميزنمت که ديگه نتوني تو جات بلند شيا ، بيا برو تو.
- نه.
romangram.com | @romangram_com