#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_232
- کلید اینجا رو ، بعدش هم برو.
- کلید که اینجاست.
نگام که رو تن رادیاتور سرمیخوره مورمورم میشه از این همه بی دقتی.
- اگه این دیوونه بازیا رو در نمیاوردی میخواستم بگم چند تا صفحه رو تایپ کنی که فردا تو جلسه یه پیش زمینه ای طرف قراردا داشته باشن.
- من کامپیوتری اینجا ندارم.
اشاره به گوشه اتاق کرد و من دیدم اون کیف لپ تاپ رو و آیا اون امشب به من کاری نداشت؟
- بابت اون دو شب...
- اون دو شب چ؟ ؟ میخوای ازاون دوشب تجاوزت چی بگی؟
از سر شونه نگام کرد و اون دوشب من اون روی این مردی رو دیدم که همه جنتلمن میخوننش.
- من از اون دوشب لذت بردم و هیچ وقت پشیمون نمیشم چون حقمی ولی میتونم تضمین بدم که دیگه تکرار نمیشه.
- خیلی رذلی.
صدای پوزخندش تو گوشم پیچید و به محض رفتنش کلید رو به در رسوندم و قفل زدم به تن اون در و امنیت گرفتم با صدای قفل در.
من اما دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم وقتی که حتی دخترانه هام هم از دست رفتن.
تو باید جای من باشی بفهمی من چرا تنهام
بفهمی چی بهت میگم ببینی از تو چی میخوام
*******
romangram.com | @romangram_com