#بگذار_آمين_دعايت_باشم_پارت_145

آهو – بچه ها بريم.

بچه مردمو جا گذاشت و زودتر از ما از در بيرون زد و سارا حرص زده دنبالش افتاد و زير لب غريد كه...

سارا – تر جيحنت فرق سرم.

و عاطي كنار گوشم گفت : بچمون عاشقه ؟

كاش نبود...

*******

بدترين حالت ممكن تو اين خونه اينه كه من حق ورود به طبقه بالايي كه اتاق بچم شاملش ميشه رو ندارم و تيام خان قانونش كرده و يه مهر درشتش هم پاش كوبيده.

كنار خاله مهري فيلماي آبكي سينمايي ايراني ديدن هم تو روز جمعه هيچ كيف نميده.

- فرشته نمياد تهرون ؟

- والا اگه به من باشه كه منتشو ميكشم كه يه خونه اينجا بگيره و منو از اين تنهايي درآره ولي مشكل اينجاست كه مامانم از آدماي اين شهر خوبي نديده ، مياد ميره ولي موندگاري تو كارش نيست ، خيلي دلتنگشم.

- بميرم برات مادر ، چقدر سختي كشيدي ، يادمه وقتي فرشته جلو همه وايساد به خاطرت ، فرشته كه از خونه پدري رفت خونواده به هم ريخت ، فريال كه از همون اول ساكت و آروم بود ، فريدون خان هم كه با زنش جا گذاشت رفت اصفهان و تابستون به تابستون تيامو ميذاشت اينجا تا بهش خوش بگذره ، اين خونواده كمتر روزي تو اين نوزده سال كنار هم داشته.

- خونواده تيام تهرون نميان ؟ اگه بيان نميگن من كيم؟

- به نظرت نخود تو دهن من خيس ميخوره ؟ تهمينه ميدونه پسرش چه خبطي كرده و منتظر فرصته كه بياد تهرون ، فريدون خان هم كه اميدوار شده از صدقه سر تو ارتباط با فرشته راحت تر بشه.

- مامان كه با تهمينه خانوم...

- يهو جلو تهمينه نگي خانوما ، اينقده بدش مياد.

- چشم ، دارم ميگم مامان كه با تهمينه خا...جون رابطه داره.

- الهي بگردم من دور اين صورت ، كلا فرشته با خانوماي خونوادش رابطه خوبي داره ، مثلا همين ورپريده سارا رو ميگم...ماشالا تو جونش چه تو آب و گل هم دراومده.

romangram.com | @romangram_com