#به_من_بگو_جذاب_پارت_346


تد با ناباوری بیشتری گفت:

″من؟″

هالی هر کلمه اش رو با بدبختی می گفت:

″چون من عاشقت شدم.″

″این احمقانه ترین چیزیه که تا حالا شنیدم.″

نفرت تد اینقدر واضح بود که مگ دلش برای هالی سوخت.تد ادامه داد:

″آزار دادن مگ چطور میتونست این به اصطلاح عشقت رو نشون بده؟″

این کلمه غرولندی بود که دنیای فانتزی هالی رو رو سرش خراب کرد.

هالی دستهاشو روی شکمش فشرد و گفت:

″متاسفم.″

شروع به گریه کرد:

″من...هیچ وقت نمیخواستم تا این حد پیش برم. من...خیلی متاسفم.″

تد جواب داد:

″تأسف تو دردی رو دوا نمی کنه.″

romangram.com | @romangram_com