#به_من_بگو_جذاب_پارت_330
"یا تو بیا بیرون یا من میام تو."
"من جایی که هستم می مونم. از این رفتارت خوشم نمیاد و میخوام که از اینجا بری."
"این آب خیلی وسوسه برانگیزه."
لباسهای مگ رو روی سنگ کنار خودش گذاشت و ادامه داد:
"تا حالا بهت گفتم توی کالج تو مسابقات شنا شرکت کردم؟"
شروع به درآوردن کفش هاش کرد:
"حتی به فکر آموزش برای شرکت توی المپیک بودم ولی کارهای زیاد دیگه ای داشتم."
مگ عمیق تر توی آب فرو رفت و گفت:
"اسپنس تو اگه واقعا به من علاقه داری،داری راهو اشتباهی میری."
جورابهاشو درآورد و گفت:
"باید زودتر از اینها باهات رک حرف میزدم ولی سانی میگه من زیادی رک هستم. ذهن من سریعتر از خیلی از آدم ها کار می کنه. اون میگه من معمولا به آدم ها وقت نمیدم تا بشناسنم."
"حق با سانیه. باید به حرف دخترت گوش کنی."
"دروغ نگو مگ. تو وقت زیادی داشتی."
انگشتهاش دکمه های پیراهن مردونه ی آبیشو باز کرد:
romangram.com | @romangram_com