#به_من_بگو_جذاب_پارت_327
″آقای شهردار تبریک میگم.″
تد رو بغل کرد و بعد عقب کشید و گفت:
″می دونی که داری با شیطان معامله می کنی!″
″نقطه ضعف اسپنس عُقدشه. تا وقتی می تونیم این مرد رو کنترل کنیم که عقده اشو تحت کنترل داشته باشیم.″
مگ گفت:
″بی رحمانه است ولی حقیقت داره. من هنوز نمی تونم باور کنم تمام اون زن ها دهن هاشونو بستن.″
″در چه مورد؟″
″دیونگی تو توی مهمونی ناهار مامانت. بیست زن! اگه مامانت رو حساب کنیم بیست و یکی.″
ولی چیز دیگه ای داشت به ذهن تد فشار میاورد. گفت:
″من یه گروه روابط عمومی رو در حالت استندبای نگه داشتم. به محض اینکه جوهر قرارداد خشک بشه خبرش بیرون میاد و به اسپنس عنوانِ رهبرِ جنبش سبز گلف رو میدن. میخوام مطمئن شم از همون اول اینقدر توی عمقِ ماجرا فرو رفته که نتونه کنار بکشه."
″وقتی بدجنسانه حرف میزنی خوشم میاد.″
حتی وقتی داشت تد رو اذیت می کرد یه حس اضطراب به سراغش اومد،حس اینکه داره به چیزی رو از دست میده ولی همونطور که لباسهای تد رو از تنش بیرون می کشید فراموشش کرد. تد به زیبایی باهاش همکاری کرد و خیلی زود هردو لخت توی تخت بودن و نسیمی از پنجره ی باز روی پوست تنشون می نشست.
مِگ اینبار قصد نداشت بذاره تد کنترل رابطه رو بدست بگیره. زمزمه کرد:
″چشمهاتو ببند. محکم.″
romangram.com | @romangram_com