#به_من_بگو_جذاب_پارت_322


"اون امروزو با تد میگذرونه. خیلی وقته با هم نبودن."

ممکنه سانی در مورد بوسه ی مهمونی ناهار چیزی نشنیده باشه ولی قطعا در مورد مهارت های افسانه ای تد توی عشقبازی شنیده و مگ تصور می کرد سانی هر کاری می کنه تا خودش بفهمه این داستان ها حقیقت داره یا نه. سانی قبلا به مردها اعتماد نکرده بود؟ البته هیچ کدوم از اون مردها تد نبودن.

تد...جلوی تمام شهر اعلام کرده بود مگ مالِ اونه و به پیامدهاش اهمیتی نداده بود. حرکت احمقانه ای که برای مگ خیلی معنا داشت.

مگ لب پایینش رو بین دندونهاش کشید و گفت:

″ما اینقدر خوب همدیگه رو می شناسیم که می تونم باهات صادق باشم درسته؟″

نگاه چشمهای باریک شده اسپنس دلگرم کننده نبود پس بیخیال شأن و مقامش شد و لبهاشو جلو داد و گفت:

″چیزی که من واقعا میخوام یاد گرفتن گلفه.″

″یاد گرفتن گلف؟″

″تو ضربه های زیبایی می زنی. منو یاد ضربه های کِنی میندازه ولی نمی تونم از اون بخوام بهم یاد بده،دلم میخواد از بهترین های گلف یاد بگیرم، خواهش می کنم اسپنس. تو بازیکن فوق العاده ای هستی. این برای من خیلی مهم تر از رفتن به دالاسه،جایی که حداقل هزار بار اونجا بودم.″

فقط یه بار رفته بود ولی اسپنس اینو نمی دونست و بیست دقیقه ی بعد اونها توی محدوده تمرین بودن.

برخلاف توری اسپنس معلم افتضاحی بود،بیشتر دوست داشت کاری کنه که مگ از ضربه هاش تعریف کنه تا اینکه به پیشرفتش کمک کنه. ولی مگ طوری وانمود می کرد که انگار اون پادشاه مربی های گلفه. همونطور که اسپنس حرف میزد مگ با خودش فکر کرد که آیا اسپنس اون اندازه که تد معتقد بود به ساختن یه مجموعه ی از لحاظ محیط زیستی هوشمند علاقه داره؟ وقتی بالاخره روی نیمکت نشستن تا استراحت کنن تصمیم گرفت کمی اطلاعات در این مورد به دست بیاره.

″خیلی توی این کار خوبی. قسم میخورم عشقت به بازی کردن توی تموم کارهات مشخصه اسپنس.″

″من از وقتی بچه بودم بازی می کردم.″

″به خاطر همینه اینقدر برای این ورزش احترام قائلی. خودتو ببین. هر آدم پولداری می تونه یه مجموعه گلف بسازه ولی چند نفرشون این دیدگاه رو دارن که مجموعه ای بسازن که استانداردی باشه برای نسل های آینده؟″

romangram.com | @romangram_com