#به_من_بگو_جذاب_پارت_302
″دوست ندارم اینو بگم ولی برو بخواب داری از خستگی می میری. من هم بعدا میام.″
″یه قرارِ هیجان انگیز؟″
″پیشنهاد خوبیه. میخوام یه دوربین مدار بسته توی کلیسا کار بذارم.″
صداش کمی سخت شد و ادامه داد:
″کاری که اگه همون بار اولی که مزاحم داخل شده بود بهم می گفتی انجامش میدادم.″
مگ اینقدر احمق نبود که سعی کنه از خودش دفاع کنه. در عوض دستهاشو دور تد حلقه کرد و روی کف بامبو ی خونه کشوندش. بعد از تمام اتفاقاتی که امروز رخ داده بود این بار متفاوت بود. این بار تد چیزی جز بدنش رو لمس کرده بود.
مگ غلت زد و روی تد قرار گرفت، سرشو بین دستهاش گرفت و وحشیانه بوسیدش تد با وقارِ همیشگیش جواب بوسه اش رو داد. با نبوغ و ابتکار مست کننده اش تحریکش کرد. باعث شد مگ خیس عرق بشه و نفسش بند بیاد و تقریبا... نه کاملا...راضیش کرد.
فصل هفدهم
مگ به کولر عادت نداشت و چون تمام شب تنها یه ملافه پوشیده بود احساس سرما می کرد. خودشو کنار تد گوله کرد و وقتی چشمهاشو باز کرد صبح شده بود.
به پهلو غلت زد تا تد رو نگاه کنه. همون اندازه توی خواب جذاب بود که توی بیداری. بهترین حالت موی بعد از خواب رو داشت، بعضی جاها صاف و بعضی جاها سیخ شده بودن و انگشتهای مگ برای مرتب کردنشون بی قرار بودن. به خط آفتاب سوختگی کمرنگ روی عضله های بازوش نگاه کرد. هیچ پسر جذاب کالیفرنیاییِ محترمی تحت هیچ شرایطی نمیذاشت این خط روی بدنش ایجاد بشه ولی تد حتی بهش فکر هم نمی کرد. لبهاشو روی خط آفتاب سوختگی تد فشرد.
تد غلتید و روی کمرش دراز کشید و قسمتی از ملافه رو با خودش کشید و عطر خوش بوی بدن هاشونو توی هوای پخش کرد. مگ بلافاصله تحریک شد ولی باید خیلی زود میرفت باشگاه و به اجبار از تخت بیرون اومد. تا الان همه در مورد اتفاقی که توی مهمونی ناهار دیروز رخ داده بود می دونستن و به ذهن هیچ کدومشون خطور نمی کرد که تد رو برای اون بوسه سرزنش کنند. یه روز پر از دردسر پیش رو داشت.
داشت ماشین نوشیدنی رو برای خانوم های گلفرِ صبح سه شنبه پر می کرد که توری از رختکن بیرون اومد. با موهای دم اسبیِ در حال تکون خوردنش به سمت مگ اومد و به سبک خودش شروع به حرف زدن کرد:
″واضحه بعد از اتفاقی که افتاده نمی تونی توی کلیسا بمونی و البته پیش تد هم نمی تونی بمونی بنابراین ما همگی تصمیم گرفتیم بهترین راه اینه که بری توی سوئیت مهمان شلبی بمونی. من بین دو تا ازدواج ناموفقِ اولم اونجا زندگی کردم. خصوصی و راحته بعلاوه آشپزخونه ی جداگونه داره،چیزی که اگه پیش من یا اِما می موندی نداشتی.″
همونطور که موهاش تکون می خوردن به سمت مغازه ی تجهیزات گلف رفت و از روی شونه به مگ گفت:
romangram.com | @romangram_com