#به_من_بگو_جذاب_پارت_268
تد محکم گفت:
″این حقیقت نداره. توری هم می تونه عصبانیم کنه.″
″توری حساب نیست. کاملا واضحه تو توی زندگی گذشته ات مادر توری بودی.″
تد با کشیدن سبد چیپس سمت خودش حرف مگ رو تلافی کرد.
مگ بعد از یه سکوت طولانی و سنگین گفت:
″هیچ وقت فکر نمی کردم اهل قهر کردن باشی ولی حالا خودتو ببین.″
تد یه دونه چیپس رو توی تندترین کاسه ی سس گوجه فرو برد و گفت:
″من از کارهای یواشکی متنفرم و دیگه نمی خوام این کارو بکنم. این رابطه باید علنی بشه.″
تصمیم لجوجانه اش مگ رو ترسوند.گفت:
″یه لحظه صبر کن. اسپنس عادت داره هر چی خودش و دخترش می خوان رو به دست بیاره. اگه اینو باور نداشتی منو تشویق نمی کردی باهاش صمیمی بمونم.″
تد چیپسی رو نصف کرد و گفت:
″اونم باید تموم شه. همین الان.″
″نه نمیشه. من از پس اسنپس بر میام. تو هم با سانی کنار بیا و رابطه ی ما...از همون اول بهت گفتم قراره چطور باشه.″
″و منم دارم بهت میگم...″
romangram.com | @romangram_com