#به_من_بگو_جذاب_پارت_265
″چند نفر کلید کلیسا رو دارن؟″
″چرا؟″
″می خوام بدونم باید به خاطرش استرس داشته باشم یا نه؟″
تد گفت:
″وقتی اینجا رو گرفتم قفل ها رو عوض کردم. تو کلیدی که بیرون می گذاشتم رو داری. من هم یکی دارم. احتمالا لوسی هم هنوز یکی داره و یه کلید یدکی هم توی خونه دارم.″
که یعنی مزاحم به احتمال زیاد از در پشتی که قفل نبوده داخل شده. باز گذاشتنش اشتباهی بود که مگ مطمئنا دوباره تکرار نمی کرد. وقتش بود سؤال اصلی رو بپرسه،با انگشتهای برهنه ی پاش به توپ کاغذی مچاله شده ضربه زد و گفت:
″سربرگ معتبر به نظر می رسید و خیلی از کارمند های دولتی دیکته شون خیلی خوب نیست.″
لبهاشو با زبون تر کرد و ادامه داد:
″ممکن بود حقیقت داشته باشه.″
بالاخره به چشمهای تد نگاه کرد:
″چرا بلافاصله در موردش ازم سؤال نپرسیدی؟″
به طوری باور نکردنی به نظر می رسید سؤالش تد رو عصبانی کرده.
تد گفت:
″منظورت چیه؟اگه مشکلی وجود داشت خیلی وقت پیش خودت بهم می گفتی.″
romangram.com | @romangram_com