#به_من_بگو_جذاب_پارت_176
اگه سانی به خاطر این صحنه از اینجا بره مطمئنا مردم واینِت مگ رو سرزنش می کردن و مگ بدون این موضوع هم به اندازه ی کافی مشکل داشت. همونطور که به تد نگاه می کرد قیافه ی یه دخترِ مضطرب رو به خودش گرفت و گفت:
″متاسفم تد. می دونم نمی تونم دائما اینجوری خودمو بهت تحمیل کنم. می فهمم این کارم چقدر باعث ناراحتیت می شه. ولی تو...خیلی...به طور وحشتناکی جذابی.″
یکی از ابروهای تیره تد بالا رفت
مگ به سانی نگاه کرد، یه نگاه دوستانه و ادامه داد:
″زیادی مشروب خوردم. قسم می خورم دیگه این اتفاق نمیفته.″
و بعد،چون اون آدم بود نه مثل تد یه قدیس، گفت:
″تد الان به خاطرِ اتفاقی که بین اون و لوسی افتاده خیلی آسیب پذیره همینطور خیلی مهربون و درمونده. من از این موضوع سو استفاده کردم!″
تد خیلی محکم گفت:
″من آسیب پذیر یا درمونده نیستم!″
مگ انگشت اشاره اش رو روی لب های تد فشرد:
″یه زخم باز داری!″
با وقارِ یه خانوم شجاع که از یه عشق یه طرفه رنج می بره از کنارِ سانی گذشت و به سمتِ ایوان رفت،کیفش رو برداشت و به جایی که در حال حاضر خونه اش بود رفت.
تازه صورتش رو شسته بود و تیشرتِ مارکِ هَپی رو روی سرش می کشید که صدای ماشینی رو از بیرون شنید. ممکن بود یه قاتلِ سریالیِ تگزاسی پیداش شده باشه ولی اون سرِ سانی اسکیپجک شرط می بست! خیلی ریلکس، پیراهنِ مادیلیانی رو توی کمدِ مخصوصِ لباس های گروه کر آویزون کرد بعد از درِ کنارِ محراب به سمتِ قسمتِ اصلیِ کلیسا رفت.
در مورد سانی اشتباه کرده بود!!!
romangram.com | @romangram_com