#به_من_بگو_جذاب_پارت_155


دکستر لبخند زد:

"معلومه که همسرم رو دیدی."

مگ آب دهنش رو فرو داد:

"آه...من فقط..."

یه ابروشو بالا داد:

"توری، توریه و من...مثل اون نیستم؟"

"خوب من منظورم...فکر می کنم اینکه شبیهش نیستی می تونه خوب باشه درسته؟بسته به اینکه چطور به موضوع نگاه کنی!"

مگ ناخواسته به همسرش توهین کرده بود. مرد با لبخند صبوری روی صورتش منتظر بود.

"منظورم این نیست که توری فوق العاده نیست..."

مِن مِنی کرد و ادامه داد:

"در حقیقت توری تنها آدمِ خوبیه که توی این شهر دیدم اما اون خیلی..."

مگ فقط داشت بیشتر خودشو غرق می کرد و بالاخره تسلیم شد:

"لعنتی. متاسفم. من اهلِ لس آنجلسم به خاطر همین ادب ندارم، مگ کورانادا هستم، همونطور که احتمالا می دونید! و از همسرتون خوشم میاد."

تفریحش از معذب بودنِ مگ بیشتر قدرشناسانه بود تا از روی بدجنسی. گفت:

romangram.com | @romangram_com