#به_من_بگو_جذاب_پارت_117


"خیلی در موردش مطمئن نیستم."

"بی خیال تد. من از اون هایی که می تونن معشوقه ی خوشگل و احمق یه آدم پولدار باشن نیستم."

"درسته."

دنیایی از دلسوزی صدای تد رو نرم کرده بود:

"خوشگل های احمق معمولا خوش قلبن و بودن کنارشون خوشاینده."

"مطمئنم خیلی باتجربه ای ممکنه توی زمین گلف خدا باشی ولی یه رقصنده ی افتضاحی. بذار من رقص رو هدایت کنم."

تد یه قدم از ریتمِ رقص عقب موند بعد با تعجب به مگ نگاه کرد انگار که بالاخره متعجبش کرده هر چند مگ نمی دونست چرا و حمله اش رو دوباره شروع کرد:

"من یه ایده ای دارم. چرا تو و معشوقه ات با اسپنس نمیرین وگاس؟مطمئنم شما دو تا می تونید کاری کنید که خیلی بهش خوش بگذره."

"این موضوع واقعا رفته رو اعصابت نه؟"

"اینکه به لوسی خیانت کردی؟اوه آره. لوسی الان احساس گناه می کنه. و حتی یه لحظه هم فکر نکن که به محض اینکه فرصت یه مکالمه ی طولانی داشته باشیم جزئیاتِ کثیف کاری های فوق برنامه ات رو بهش نگم."

"شک دارم حرفتو باور کنه."

"نمی فهمم اصلا چرا ازش خواستگاری کردی؟"

تد گفت:

"مجرد بودن داشت جلوی پیشرفتم رو می گرفت. من آماده بودم که به مرحله ی بعدی زندگیم وارد بشم و برای این کار به یه همسر نیاز داشتم. یه ادم فوق العاده. دختر رئیس جمهور گزینه ی خیلی مناسبی بود."

romangram.com | @romangram_com