#به_سادگی_پارت_328
- خواهش میکنم خانوم کوچولو... خوشحال شدم
- بهار جون شماره ی منو بزن تو گوشیت که فردا به هم هماهنگ کنیم واسه کارگاه ...
- باشه ... بازم مرسی
- خواهش میکنم عزیزم ...
- خب فسقلیه من بگه ببینم این دوست نوجوان جدید از کجا پیدا شده ؟
- خب بهارو استاد صدیق معرفی کرده ... اولین مراجع رسمیه منه ...
- ای جان ...پس باید واسه فسقلیم جایزه بخرم
چقدر شعورش ستودنی بود که حتی از مشکل بهار سوال نکرده بود که در جوابش بگویم نمیتوانم رازش را فاش کنم ...
- بله
- خب چی میخوای ؟
- یه کاناپه گلدار دیدم ... میخریش ؟
- میخرم اما میترسم پس فردا که رفتیم خونمون منم گلدار کنی بفرستی شرکت ...
قهقهه زده بودم ...
- وای بامداد چه هیجان انگیز ... فکر کن از این بلوزای هاوایی بپوشی بری اداره ...بگی انتخاب خانوممه ... کارمندا میگن خانومش خله
- کارمندا بیخود میکنن راجع به فسقلیه من همچین حرفی بزنن
- حالا بحثو عوض نکن ...میخریش ؟
- اگه تو تاریخ عروسی رو مشخص کنی بله میخرم
- خب من فردا شب میگم ...
romangram.com | @romangram_com