#به_سادگی_پارت_324
- آره ... اونارو رنگ کردم ببرم خونه ی خودم گلامو بذارم توشون ؟
- دوستت رنگشون کرده ؟
- چند تاشو ...خیلی وقت نداره ... شاگرداش هستن ...خودشم تابلو میکشه ... بیشترشو خودم رنگ کردم ...
منم میتونم یه دونشو رنگ کنم ؟
- وا معلومه که میتونی ... اینطوری منم همیشه تو خونه ام میبینمش یادت میفتم ... هر رنگی میخوای بردار من برم یکیشونو بیارم
- نه نیار تو میرم تو حیاط ...
- باشه هر جور راحتی ...
بهار رنگ به دست به حیاز رفته بود ... گذاشته بودم با رنگها و گلدانها خلوت کند ... دلم نمیخواست بچگی نکرده بزرگ شود ... و هنوز فکر مادرانی بودم که بچه هایشان رها میکردند ... قرار بود آینده ی روژان هم بشود بهار ؟ ... به چه قیمتی ؟ ...
1 ساعتی مشغول گلدان بود ... رنگش را نارنجی کرده بود با راه راه های سبز و قرمز و آبی و زرد ...
به بهانه ی آب دادن درختان حیاط کنارش رفته بودم
- چطوری نقاش جوان ؟
- خوبم ... ببین دوسش داری ؟
- اره... چه هیجان انگیز شده ... مرسی ... فکر کنم اینو میذارمش کنار پنجره
- میشه یکی دیگه هم رنگ کنم ؟
- بله که میشه ... من خودم سرم شلوغه به شدت استقبال میکنم از دست یاری ... سلیقه ات هم که خوبه ...
- باشه ...پس میرم دستمو بشورم گلدون جدید نارنجی نشه ...
شیر آب را باز کرده بودم ... شلنگ را روی درختان گرفته بودم ...
- برو
romangram.com | @romangram_com