#به_سادگی_پارت_245


- خب در مقابل توی فسقلی پیرم دیگه

- بابا من 25 سالمه ها ...

- باشه ...بازم تو فسقلیه 25 ساله ی منی ...

- بامداد به نظرت ما به کجا میرسیم ؟

- نمیدونم فدرا واقعا نمیدونم ! ... طبیعتا مشکلاتی خواهیم داشت اما من کنار تو میتونم باهاشون مواجه شم

- شاید اینا همش فکر ماست ... شاید بعدا از هم خسته شیم ...

- فدرا داری خیلی بد بین میشی ... من به احساسم به تو شک ندارم ...

- پس باید کمک کنی شکای منم برطرف شه ...

دست روی دستم روی میز گذاشته بود

- من همیشه کنارتم ... تو فقط باور کن ...

- در ضمن باید منو ببری پاریس ...

- تو بله رو بده من میبرمت دور دنیا ...

- اگه من خواستم بعد ارشد ازدواج کنم ؟

- یهو بگو قصد اذیت کردن منو داری دیگه !

- نه خب میخوام احتمالات رو بررسی کنیم

- تو قبول کن من خودم چاکر خودتو و ارشدتو و احتمالاتت هستم

- خب

- میدونی وقتی اینطوری میگی خب میخوام بچلونمت ؟

romangram.com | @romangram_com