#به_سادگی_پارت_223


- الو ؟ ...سلام ترانه

- سلام گلدار خانوم زیر کار در رو

- زیر کار در رو واسه چی ؟

- بابا دو روز دیگه نتایج ارشدت نیاد میخوای به بهانه دانشگاه بپیچونی بری ... بیا این کارگاهو درست کن

- عجب رویی داریا ... خوبه همه رو من جمع کردم ...

- دیگه ما اینیم دیگه ...

- باشه عصری میرم ... ولی من میگم ترانه حالا کارگاه مال خودمون شده یه دستی به سر و روش بکشیم ...

- عزیزم میدونی که من با هر تغییر مثبتی موافقم ... برو دست بکش …..

- من بکشم ؟ تو چی کار کنی ؟ بابا تنها که نمیتونم

- من دارم میرم یه جایی که وقتی اوکی شد بهت مبگم ... نیما رو هم میبرم ... بالاخره اینا همه جا آشنا دارن ... او هم میتونی بامدادو ببری ازش بیگاری بکشی

- دستت درد نکنه واسه همه هم برنامه ریختی

دوست داشتم به بامداد زنگ بزنم برای کمک اما انگار از وقتی به حرف آمده بود... از وقتی پیشانیش را بوسیده بودم ... خجالت میکشیدم ... اما دلم بیشتر از انها برایش تنگ بود ... شماره را گفته بودم

- جانم ؟

- سلام بامداد

- سلام عزیزم ... خوبی ؟

از کی طبق کدامین قرارداد نانوشته به من میگفت جانم ؟ من شده بودم عزیزم ؟ ... هرچه بود لذت بخش بود ...

- باید برم کارگاهو سر و سامان بدم خواستم ببینم میای کمکم ؟ ترانه رفته جایی... نیما رو هم برده ...

- اره حتما... الان راه میفتم ...

romangram.com | @romangram_com