#_به_من_بگو_لیلی_پارت_76


نسیم لبخند زد و جواب داد: تقریباً.

- پس موفق باشید!

نسیم سر تکون داد و ماهان رو به خانوم پرچمی گفت: خانوم پرچمی، اون آقایی که گفتید اومد دفترم ولی مشکل قضاییش ربطی به گرایش من نداشت.

پرچمی: خودم هم حدس می زدم، ولی نمی خواستم دست خالی بره.

ماهان: البته یه سری توصیه کردم. فرستادمش یه دفتر مرتبط تر.

پرچمی: چه خوب.

نسیم: من میرم بالا.

رو به ماهان ادامه داد: با اجازه!

- خواهش می کنم. راستی مادرتون رفت؟

نسیم از اینکه هنوز به یادش مونده بود تعجب کرد و با لبخند جواب داد: بله. چون پدرم همراهش نبود، این ماه دو روز بیشتر نموند.

چهره ی ماهان کمی ناامید به نظر می رسید. ادامه داد: خواست ازتون خداحافظی کنم.


romangram.com | @romangram_com