#_به_من_بگو_لیلی_پارت_496
صدیقی جلو اومد و عصبانی گفت: کی؟
- نمی پرسیم تا روانشناس کودک و مادرش بیان. ولی به نظر نمیاد خیلی جدی باشه.
- خدا لعنتش کنه!
روی ریش هاش دست کشید و سمت حیاط مشغول قدم زدن شد. ماهان به نسیم خیره شد و گفت: عجب آشغال هایی پیدا میشن! فرقی نمی کنه کجای دنیا باشی.
- اصلا نمی دونم چی بگم.
- دیدم چجوری به ما نگاه می کرد.
- ...
- تو حالت خوبه؟
نسیم سر تکون داد و ماهان ادامه داد: حالا چکار کنیم؟
- از طریق مدیر مدرسه اش به مادرش اطلاع میدیم.
- پس احتمالاً خیلی طول می کشه!
romangram.com | @romangram_com