#_به_من_بگو_لیلی_پارت_486


- گفتی برام جایگزین اومده. کجاست؟

- هنوز به خانوم پرچمی نگفتم. قراره هفته ی دیگه بیاد.

کارن پوزخندی زد و بدون مقدمه گفت: چرا دوشنبه نذاشتی حرف بزنیم؟

- حرفی نمونده بود. من وقت رسیدگی به کارهای شخصی و ناهار خوردن هم ندارم، فکر می کنید می رسم که با همه ی مراجعین سابقم بعد از جلسات هم سر و کله بزنم؟

و ساندویچ رو نشونش داد. کارن حرفی نزد. نسیم دوباره گفت: یا شاید فکر می کنید مشاورها تا آخر عمر حال و احوال مراجعشون رو پیگیری می کنند!!

کارن دوباره پوزخند زد و گفت: نه، ولی مطمئناً در رو هم روشون قفل نمی کنند! مثل بچه ها... حتماً اون تو گوش هات رو هم گرفته بودی!!

نسیم با تاسف سری تکون داد و جواب داد: قفل کردم، چون می دونستم انقدر پرتوقع هستید که یه در بسته جلوتون رو نگیره.

- من اگر پرتوقع بودم در رو می شکستم، نه اینکه به خواسته ات احترام بذارم و برم. فکر می کنی من لات چاله میدونم؟!

- الان باید تشکر کنم که در رو نشکستی؟؟!

کارن ناخواسته خنده ی کوتاهی کرد و بعد ساکت شد. چند ثانیه به هم خیره موندند. کارن قدمی به جلو برداشت و گفت: الان دقیقاً مشکلت چیه؟

- ...


romangram.com | @romangram_com