#_به_من_بگو_لیلی_پارت_471

- چطور بود؟

- هر دوتاشون خیلی باکلاس و با شخصیت بودند، وضع مالیشون هم خوب بود. من خوشم اومد... حالا یه بار با خواهرش میان خونه مون.

- به نظر راضی می اومدند؟

- آره، مادرش خیلی خوشحال بود... از یاسمن هم تعریف کرد.

نسیم خندید و آروم پرسید: شقایق؟

- یاسمن باهاش حرف زد. بیچاره دخترم مشکلی نداره.

- اهوم.

- فقط گفت چرا قیل و قال راه انداختیم، به تو گفتیم.

هر دو خندیدند و فرشته خانم با نگاهی به بالا گفت: شنیدی احمدزاده گذاشته واسه فروش؟

- بله.

- چرا یهویی؟

- مثل اینکه خونه براشون کوچیک بود.

romangram.com | @romangram_com