#_به_من_بگو_لیلی_پارت_448


زن جواب داد: یه دختر خانومه.

- باز کن!

چند دقیقه بعد با صدای باز شدن در آپارتمان، به بیرون از اتاق سرک کشید و لیلی رو دید که داشت با زن حرف می زد. به طرفشون رفت و گفت: سلام... دیر کردی!

- خود شما هم هنوز حاضر نیستی... سلام.

کارن به زن مسن اشاره کرد و گفت: ایشون برای پخت و پز اومده.

لیلی سر تکون داد و رو به زن گفت: خسته نباشید!

- سلامت باشید!

وقتی زن سراغ کارش برگشت، کارن دست لیلی رو سمت اتاق کشید.

- بیا ببین چی بپوشم!

- من رو کشوندی اینجا برات لباس انتخاب کنم؟

- مگه مشاورم نیستی؟


romangram.com | @romangram_com