#_به_من_بگو_لیلی_پارت_388


- نه، دو تا از خانوم های دیگه هم بودند.

- ماشین بردی؟

- با ماشین نهاوندی رفتیم.

- اهوم.

- اهوم.

- کار من هم تموم شد.

- اِ...

- اهوم.

کارن پیشونیش رو خاروند. مثلاً قرار بود دیگه باهاش حرف نزنه. لیلی از جا بلند شد و گفت: بلد بودی کار فنی؟

خنده ای کرد و به ریخت و پاش اطراف نگاه کرد. کارن جواب داد: یه کاریش کردم.

- خیله خب... من میرم داخل.


romangram.com | @romangram_com