#_به_من_بگو_لیلی_پارت_387

- فعلاً تو آذریم... باغچه آب نمی خواد.

- ...

- بلدی؟!

کارن بالاخره سرش رو کج کرد و گفت: برو به کار خودت برس!

- نشت کرده یا چکه می کنه؟

کارن دوباره جواب نداد. در عوض آچار رو دور مهره ی شیر انداخت و محکم چرخوند. دو ساعت پیش جعبه ابزار رو از اتاقک نگهبانی برداشته بود و داشت با شیر آب ور می رفت که جلوی چکه هاش رو بگیره. چند تا واشر و یه نوار تفلون حروم کرده بود و امیدوار بود دیگه مشکل نداشته باشه. دوباره پیچوند و کامل محکم کرد. خواست آچار رو زمین بذاره که لیلی مچش رو گرفت. انگشت هاش رو از هم جدا کرد و آچار رو بیرون کشید. کف دستش رو باز کرد. به چسب پهن روی زخم خیره شد ولی حرفی نزد. کارن توی صورتش چشم چرخوند و آهسته گفت: خوب شده.

- درد نمی کنه؟

- نه... سطحی بود.

به شیر اشاره کرد و گفت: فشار نیار به زخم!

- کجا رفته بودی؟

- یه سری بسته ی کالا رو توزیع کردیم.

- تنها؟

romangram.com | @romangram_com