#_به_من_بگو_لیلی_پارت_379

کارن با اشتیاق تکیه اش رو از پشتی کاناپه برداشت و کف دست هاش رو به هم مالید. نسیم لبخند گشادی زد و ادامه داد: میخوام بدونم قبل از اون جریانات هم طبع سردی داشتی؟ تمرکزت بیشتر روی کار و تدریس بود؟

کارن جوری نگاه می کرد که انگار انتظار شنیدن این سوال رو نداشته. نسیم دوباره گفت: صحبت در این مورد سخته؟

- ...

- مشکل از سواله یا سوال کننده؟

- ...

- خجالت می کشی؟

کارن پوزخندی زد و جواب داد: اون قدرها هم که فکر می کنی چشم و گوش بسته نیستم.

- خیله خب... بگذریم.

- نه، نمیخواد موضوع رو عوض کنی. بالاخره که باید بدونی.

- چی رو؟

- دلیل جدایی من و غزاله رو.

- مگه دلیلتون ناسازگاری نبود؟

romangram.com | @romangram_com