#_به_من_بگو_لیلی_پارت_377
زن: من میخوام تو مدرسه و دوست و آشنا احساس برتری کنه، نه اینکه تو سری خور باشه.
مرد: هر کی تو خونه ی کوچیکه تو سری خوره؟
زن: وقتی همکلاسی هاش هی پز دار و ندارشون رو بدند، معلومه که همه اش کم میاره!
مرد: مطمئنی ربطی به خونه ی پدر و مادرت نداره؟
زن: باز شروع شد؟
نسیم: لطفاً رو به من صحبت کنید... آقای عزیز من عمداً این جلسه خواستم شما هم شرکت کنید که تصمیم گیری بشه، نه دعوا!
گوشی دوباره چراغ زد. بازش کرد: حوصله ام سر رفته.
لبخندی زد و رو به زن گفت: وقتی بزرگتر شد و جامعه ی اصلی رو دید چی؟ فکر نمی کنید بهش شوک وارد میشه؟
مرد: حتماً قراره تا آخر عمر بچسبه کنار چادر ایشون!!
نسیم: با توجه به تمام حرف هایی که تو این جلسه زده شد. توصیه ی من اینه... خونه ی جدیدتون تو مرکز شهر باشه. سعی کنید تا حد امکان از منزل خانواده هاتون دور تر بشید. وابستگی نه برای خودتون خوبه، نه پسرتون. توی روابط بچه با اطرافیانش هم دخالت نکنید، به وقتش یاد می گیره از پس موقعیت های مختلف بربیاد.
مرد: من هم که همین رو گفتم... فقط می خواستی از کار و زندگی بیفتم؟!
زن: تو که می خواستی بری اون سر دنیا، یه خوابه بگیری!! چرا حرفت رو عوض کردی؟
romangram.com | @romangram_com