#_به_من_بگو_لیلی_پارت_372


بلند خندید و جواب داد: آره.

صدای هشدار یخچال بلند شد و کارن گفت: اگر دنبال بطری هستی ببند! تو خونه ی من الکل طبی هم پیدا نمیشه!!

در بسته شد و لیلی جواب داد: دنبال چیزی نبودم!

دو دقیقه بعد صداش از دورتر اومد: سه تا سرویس!! چه خبره؟

- به معمارش بگو!

سر جاش صاف ایستاد و سعی کرد به یاد بیاره، چیز خصوصی ای اونجا ها جا گذاشته یا نه!

- چقدر کتاب!!

- خواستی بردار!

بعد از مدتی صدای نامفهمومی شنید. احتمالاً راهروی وسط رو رد کرده بود. گفت: چی؟

صدا از نزدیک تر اومد: میگم چرا دو تا اتاق خالیه؟!

- لازم نداشتم، ولشون کردم.


romangram.com | @romangram_com