#_به_من_بگو_لیلی_پارت_371
کارن با سر تایید کرد و گفت: یکی از دوست های فرانسویم عادت داره واسه مهمون های ویژه اش، ش*ر*ا*بی رو باز می کنه که حدس می زنه به ذائقه اش می خوره... با این رسم حرفه ای بودنش رو تو شناخت آدم ها نشون میده.
نگاهی روی قفسه ها انداخت و ادامه داد: حالا بذار ببینم چی به سلیقه ی تو می خوره... بشین، منتظر باش!
لیلی که ظاهراً از ایده خوشش اومده بود، روی یکی از مبل ها نشست و کیفش رو کنار پایه ها گذاشت. کارن مشغول گشتن بین آلبوم ها شد و انگشتش شروع کرد به جا به جا کردن قاب های CD. صدای لیلی رو از پشت شنید: فکر می کنی بتونی سلیقه ی من رو تشخیص بدی؟
- معمولاً سلیقه ی زن ها، سلیقه ی مردیه که دوست دارند.
نگاهی به عقب انداخت. لیلی با دستی که زیر چونه زده بود، منتظر نگاه می کرد. کارن ادامه داد: ولی در مورد تو مطمئن نیستم!
- ...
- تا من پیداش می کنم. یه دور تو خونه بزن!
لیلی به اطراف نگاهی انداخت و از جاش بلند شد. سمت آشپزخونه رفت و کارن حواسش رو به آلبوم ها داد. زیاد طول نکشید که از آشپزخونه گفت: این همه صندلی برای چیه؟
- یه ست سفارش دادم... همه رو آوردند.
- غذاهای تو یخچال رو خودت پختی؟
- نه... یه خانومی هست، میاد کارها رو می کنه.
- پیره؟
romangram.com | @romangram_com