#_به_من_بگو_لیلی_پارت_37
- پس از من می خوایید بگم مشکلتون چیه؟
کارن سرش رو پایین آورد و گوش داد.
- بزرگترین مشکل شما اینه که به خیالتون اجازه دارید هر کاری کنید. اینکه فکر می کنید کسی همچین حقی نداره، به جز شما!
- بعد اون وقت با همین گفتگوی چند جمله ای به این نتایج رسیدید؟
- چرا سعی نمی کنید خلافش رو ثابت کنید؟
ابروی پر پشت و بالا رفته ی دختر نشون می داد که داره به حرف زدن تشویقش می کنه ولی کارن بچه نبود که گول یه شکلات رو بخوره و طبق خواسته ی اون پیش بره. در عوض گفت: یه نصیحتی بهت می کنم دختر خانوم! هیچوقت چیزی که دیگران می خوان ازت بشنوند، بهشون نگو!!
- من دیگران نیستم، من مشاور شمام.
- من با هیچ زنی مشورت نمی کنم.
- می تونستید جلوی دکتر مجیدی بگید. من هم همچین مشتاق مشاوره دادن به شما نبودم!! بودم؟ در واقع وقتم با ارزش تر از این حرف هاست...
- همین الان گفتی تک تک مراجع هات برات مهمند!!
- تا وقتی خودشون بخوان.
کارن نفسش رو بیرون فرستاد و بعد گفت: ممکنه مجبور باشم اینجا بیام، ولی این دلیل اعتمادم به شما نیست!
romangram.com | @romangram_com