#_به_من_بگو_لیلی_پارت_351

برای کارن سخت نبود که تشخیص بده کی مجاب نشده. م*س*تقیم رو به لیلی پرسید: چی شده؟

لیلی رو به خانوم پرچمی گفت: ما که نمی تونیم ولشون کنیم، می تونیم؟

پرچمی و ماهان و یه خانوم تازه وارد چادری، به هم نگاه کردند. لیلی دوباره با تاکید پرسید: همین رو فقط جواب بدید!... می تونیم؟

ماهان دستی به صورتش کشید و گفت: سوال رو غلط مطرح می کنی. اساساً بحث ول کردن نیست. اشتباه میگم خانوم نهاوندی؟

خانوم تازه وارد به حرف اومد: نه، ولی...

لیلی: ببینید خانوم نهاوندی هم می دونه... اگر به سازمان های وابسته به اداره ی اتباع بفرستیم، تا توی پروسه قرار بگیرند طول می کشه. اینطور نیست؟

نهاوندی تکونی به کش پشت چادرش داد و با نگاهی به پرچمی، جواب داد: بله. طول می کشه.

لیلی: حالا اگر پیوند کلیه بود منطقی بود که تو نوبت بمونه ولی چشم... چشم خیلی حساسه.

کارن حالا جریان رو متوجه شده بود. لیلی دوباره رو به جمع گفت: چون ایرانی نیست، باید کور بشه؟

ماهان: خانوم محسنی کی همچین حرفی زد؟

پرچمی: دختر گلم منطقی باش! این فعالیت ها از عهده ی موسسه خارجه. صحبت من فقط همینه. معرفی میشن به ارگان مربوطه.

لیلی: خب خانوم نهاوندی معرفی کردند... چه نتیجه ای داشت؟

romangram.com | @romangram_com