#_به_من_بگو_لیلی_پارت_350
- ببینید دکتر! بنده نه اهل باج گیری و دسیسه ام، نه می خوام سر یه اشتباه با آبروی کسی بازی بشه. در غیر این صورت الان رفته بودم سراغ خود یاوری که بی سر و صدا کنار بکشه.
- در هر صورت این برگه ها فقط یه مشت اتهام بی پایه است. اون قدر محکم نیست که اصلاً بشه به ایشون نسبت داد!!
کارن از جاش بلند شد و گفت: پس من از رابط هام می خوام بیشتر تلاش کنند... تا بعد!
به طرف در حرکت کرد و احتشام سریع گفت: صبر کن!
برگشت و صورت سر در گم مرد رو دید. مطمئناً اثبات همچین اتهامی، برای دانشگاه خیلی گرون تموم می شد، اسم خیلی های دیگه هم وسط می اومد و احتشام این رو نمی خواست. پرسید: هدفت چیه؟
کارن مکثی کرد و بعد دوباره سمت میز حرکت کرد. پوشه ی اصلی رو از کیفش بیرون آورد و در حالیکه جلوی احتشام میذاشت، گفت: فقط می خوام هر دو طرح رو با انصاف بررسی کنید. سوابق حرفه ای رو بسنجید، نه خانوادگی و شخصی!!!
- ...
- بین ما همکارها هیچکس نیست که حاشیه ای دور و برش نداشته باشه. چه من، چه آقای یاوری. مال من شخصی و بی ربطه، مال ایشون حرفه ای!
احتشام بعد از سکوت چند ثانیه ای سر تکون داد و نگاهش رو روی پوشه انداخت. کارن خداحافظی کرد و بیرون رفت. همین حالا هم برای رفتن به موسسه دیر کرده بود. پا تند کرد که زودتر خودش رو به ماشین برسونه. همین که وارد حیاط موسسه شد، فوراً به اتاقک نگهبانی رفت تا آماده بشه. اگر کسی ورودش رو نمی دید، می تونست به لیلی بگه که زودتر اومده. از فکر خودش خنده اش گرفت. ماسک و دستکش ها رو بیرون آورد و کتش رو همون جا آویزون کرد. وقتی بیرون اومد، صدای دفتر مدیر تا حیاط شنیده می شد. به روی خودش نیاورد و سراغ جاروی دسته بلند رفت تا آشغال های دور و بر رو جمع کنه. صدای بحث توی دفتر دوباره به گوشش خورد. این بار صدای لیلی رو تشخیص داد و جارو رو آروم گوشه ای گذاشت تا سر و گوش آب بده. داخل ساختمون رفت. اولین چیزی که نظرش رو جلب کرد، دو تا تبعه ی افغانی بود که روی صندلی های سالن نشسته بودند. حال و روز یکیشون چندان خوب نبود و بانداژ بزرگی روی چشم راستش داشت. کارن از جلوشون رد شد و سمت دفتر مدیر رفت. شک داشت که در بزنه یا نه. بالاخره ضربه ای زد و داخل رفت.
افراد حاضر با اومدنش ناگهان ساکت شدند و نگاهش کردند. سریع گفت: سلام... صدا تا کوچه میره!
خانوم پرچمی دست هاش رو توی هوا تکون داد و گفت: من که نمی تونم مجاب کنم دکتر... شاید شما بتونی.
romangram.com | @romangram_com