#_به_من_بگو_لیلی_پارت_282
- نه، مسئله ی پیچیده ای نداره. فقط قوه ی تخیلش خیلی فعاله. از طریق این قصه ها سعی می کنه دوست پیدا کنه.
- خدا رو شکر. فکر کردم ممکنه مریض باشه.
- فعلاً که جدی نبود، ولی حواستون بیشتر بهش باشه. سعی کنید با واقعیت های جامعه بیشتر آشناش کنید. اگر حس کردید داره دردسر ساز میشه، به روانپزشک مراجعه کنید!
- بله.
- این بچه ها کسی رو به جز شما ندارند. نیازشون فقط جسمی نیست.
- بله خانوم... حتماً با مربی ها در میون میذارم.
- فعلاً با اجازه.
زن با لبخند سر تکون داد و مشغول خوندن برگه های داخل پوشه شد. نسیم برای خداحافظی با دکترها به طرفشون رفت. دکتر حقی روی میز دکتر یزدی نشسته بود و می خندید. نسیم با خنده گفت: واسه من هم تعریف کنید!!
حقی: دارم به دکتر میگم قصد ازدواج ندارم.
نسیم: حالا مگه خواستگار دارید؟
دکتر یزدی بلند زیر خنده زد و حقی جواب داد: واقعاً رو پیشونی من ننوشته «با ظرفیت»؟؟ آخه هر کی به من می رسه تیکه میندازه!
romangram.com | @romangram_com