#_به_من_بگو_لیلی_پارت_253

محمد: بگید ما هم بدونیم!

و فروغ برخورد بد کارن توی دفتر نسیم رو برای صدمین بار تعریف کرد.

این بار بهانه های نسیم در مورد اینکه کارن از نظر روحی لطمه خورده و نیاز به بهبودی داره رو کامل حذف کرد و به جاش برداشت شخصی خودش رو اضافه کرد: وقتی آقا ماهان هم ازش به دادگاه شکایت کرده، معلومه که ریگی به کفشش هست.

نجمان: مریض توئه نسیم؟

نسیم: مریض که نه... برای مشاوره میاد.

نجمان روزنامه ای که حالا به دستش رسیده بود رو جلوتر کشید و بعد از چند سطر گفت: نتیجه ی دادگاهی که میگه چی شد؟

دوباره شروع به خوندن کرد و ماهان جواب داد: تبرئه شد... البته من هم دیگه برای تجدید نظر پیگیری نکردم. نمی خواستم روح اون مرحوم تو عذاب باشه.

نسیم آب دهانش رو قورت داد و گفت: مرحوم؟!

ماهان: خواهر عزیزم غزاله.

نسیم برای لحظه ای بی حرکت موند تا خبر رو هضم کنه. تصور می کرد که کارن و همسرش از هم جدا شدند ولی فکر نمی کرد که همسرش مرده باشه.

نجمان: این دکتر رو من تو تلویزیون دیدم... چطور خبر دادگاه پخش نشده؟

ماهان: اتفاقاً پخش شد... ولی نه اونقدر شدید.

romangram.com | @romangram_com