#_به_من_بگو_لیلی_پارت_244


- اینجا چکار داره؟

نسیم سمت اتاقش رفت و گفت: از مامان بپرس!

داخل اتاق با بی خیالی مشغول در آوردن لباس هاش شد. فروغ خودش از پس همه چیز بر می اومد. صداشون از بیرون شنیده می شد.

- گفتم بد نیست حالا که همه هستیم، با خانواده مون آشنا بشه.

- که چی بشه؟ اصلاً چکاره است؟

- یه مرد خیلی باشخصیته نجمان! نسیم می گفت، پدربزرگش موسس همون خیریه ایه که نسیم میره.

- خب باشه! چرا باید تو خونه ی خواهر من بیاد؟؟!!

صدای پدرش وسط گفتگو وقفه انداخت: آروم باش نجمان!

- آخه بابا... نسیم اینجا تنهاست.

- مگه بده یه نفر مراقبش باشه؟

- بابا!!!


romangram.com | @romangram_com