#_به_من_بگو_لیلی_پارت_208


- هوم؟

- ...

- جواب نمیدی؟

نسیم آهی کشید و گفت: نمی خوام وقتی ضروری نیست، تک سرنشین بیارمش. مگه نمی بینی آلودگی هوا رو؟؟

کارن خندید و با دو انگشت اشاره و شستش، ضربه ی کوچیکی زیر چونه ی نسیم زد و همزمان گفت: پس طرفدار محیط زیست هم هستی.

نسیم سرش رو عقب کشید و اخم کرد. قرار نبود به بهانه ی مشاور بودن، سر هر چیزی مدارا کنه. کارن دوباره گفت: چیه؟... الان که دیگه خارج دفتریم!

نسیم با تعجب نگاهش کرد. هدف این آدم رسوندن نبود. چرا هر وقت حس می کرد دارند به هم نزدیک میشن، یه اتفاقی می افتاد که خلافش ثابت می شد؟

- ایستگاه مترو رو رد کردیم، نگه دار!

- ...

- با شمام! نگه دار!

نسیم می تونست تکون خوردن فک کارن رو از نیم رخش ببینه. بدون اینکه به نسیم نگاه کنه، گفت: آروم!


romangram.com | @romangram_com