#_به_من_بگو_لیلی_پارت_205

- چرا؟

شونه اش رو تکونی داد و گفت: تو کتابخونه ام پیداش کرد.

- انقدر به وجهه ی مردونه ات اهمیت میدی؟

- کی نمیده؟

- این چیزی نیست که به طرح و رنگ بستگی داشته باشه. با این حال می تونی عوضش کنی.

حرکتی به لب هاش داد و بی خیال گفت: فعلا بهش عادت کردم.

نسیم سر تکون داد و گفت: پس پنجشنبه پسش میدم.

به طرف کارن رفت و دفترچه رو از دستش گرفت. با طمأنینه گفت: هنوز به سوال من جواب ندادی!

کارن چشمک کوچیکی زد و پرسید: کدومشون؟

- تو تمام این سال ها زندگی خوبی با هم داشتید؟

کارن سرش رو سمت پنجره برگردوند و بعد از سکوت کوتاهی بالاخره جواب داد: تو این سال ها زندگی خوبی داشتیم... به جز وقت هایی که از هم...

جمله اش رو با صدای آهسته تری تموم کرد: دور می شدیم.

romangram.com | @romangram_com