#_به_من_بگو_لیلی_پارت_198
- باز همون بحث قدیمی!
- پس چی زیر گوش هم می گفتید؟
- ...
- شاید می خواد تاریخ رو تکرار کنه... ادای برادرها رو برات در میاره. نه؟؟
با پوزخند ادامه داد: آره اولش همینجوری شروع می کنه!
- شاید هم می خواد مشکل بودجه ی موسسه رو حل کنه!
کارن دندون هاش رو روی هم فشار داد و لیلی نفسش رو با صدا بیرون فرستاد، بعد شمشیرش رو غلاف کرد و گفت: خدایا! شما چرا به همه چی شک داری؟
کارن بلند تر از معمول گفت: همه ی دنیا تو روم بلند شده، معلومه که به همه شک دارم!
متوجه شد که با هر دو انگشت اشاره خودش رو نشون میده. دست هاش رو انداخت و روش رو برگردوند. لیلی از جا بلند شد و کنارش روی کاناپه نشست.
- دشمن تو دشمن من نیست، ولی من مسلماً دوستتم.
- ...
romangram.com | @romangram_com