#_به_من_بگو_لیلی_پارت_188
- اگر بتونند تر و تمیز از آب در بیارند، نه اینکه بدتر گند بزنند.
- می خوای باهاشون یه گفتمان زیرزمینی داشته باشم؟
کارن به حرفش خندید و گفت: بدم نمیاد.
دوباره ضربه ای به در خورد و کارن پلک هاش رو محکم بست و باز کرد. همون خانوم مسن گفت: آقای دکتر ببخشید!
- بله؟
- رخت چرک هاتون رو بردارم، ماشین رو روشن کنم؟
- بردار!
- چشم.
خواست در رو ببنده که عسگرلو سریع گفت: خانوم!
زن مکث کرد و کارن می دونست قراره چی بگه... عسگرلو ادامه داد: دفتر نوه تون جا مونده.
زن که نمی دونست منظورش چیه به صورت کارن خیره شد و گفت: من که...
romangram.com | @romangram_com