#_به_من_بگو_لیلی_پارت_176


- آره.

- میونه ات با بچه ها چطوره؟

نینا شونه بالا انداخت و لب هاش رو قوس داد.

- واسه چی می پرسی؟

توی این دو سه بار گفتگو، نسیم به این شناخت نسبی ازش رسیده بود که بدونه به جز دوستی با بچه پولدارها و احتمالاً مردهای متاهل مایه دار، خلاف دیگه ای برای گذروندن زندگیش انجام نمیده. پرسید: ماشینی، چیزی سراغ نداری؟

- یه پراید شریکی با دوست هام دارم... همون هایی که باهاشون زندگی می کردم.

دوباره داغش تازه شد و ادامه داد: از وقتی افتادید به جونم... نتونستم باهاشون حرف بزنم!!

- اون ها جزء گذشته ی تو هستند.

نینا با چشم های پر از سوال بهش زل زد.

- دوست داری راننده ی سرویس بچه ها بشی؟

نینا به فکر فرو رفت و کم کم حالت گرفته ی چهره اش باز شد. پرسید: سرویس مدرسه؟


romangram.com | @romangram_com